الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

442

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )

صد خانواده را در شهر مدينه ، اداره مىفرمود در حالى كه خود اين خانواده‌ها نمىدانستند كه اداره كنندهء آنان چه كسى است ! و ما تفصيل اين مطلب را در ضمن بحثهاى گذشته بيان كرديم . ( 1 ) 13 - حق قربانى « و أما حق الهدي فأن تخلص بها الإرادة إلى ربك ، و التعرض لرحمته و قبوله ، و لا تريد عيون الناظرين دونه ، فإذا كنت كذلك لم تكن متكلفا و لا متصنعا ، و كنت إنما تقصد إلى اللّه ، و اعلم أن اللّه يراد باليسير ، و لا يراد بالعسير ، كما أراد بخلقه التيسير ، و لم يرد بهم التعسير ، و كذلك التذلل أولى بك من التدهقن لأن الكلفة و المؤونة في المتدهقنين ، فأما التذلل و التمسكن فلا كلفة فيهما ، و لا مئونة عليهما ، لأنهما الخلقة ، و هما موجودان في الطبيعة ، و لا قوة لا باللّه . . . » « و اما حق قربانى دادن آن است كه صميمانه براى خدا باشد و تنها به قصد رحمت و پذيرش او باشد ، نه براى جلب نظر مردم . در اين صورت خود را بيهوده زحمت نداده و ظاهرسازى نكرده‌اى ، بلكه براى خدا كار كرده‌اى . بدان كه تقرب خدا را با اندك و آسان مىتوان جست نه با سختى و دشوارى ، چنانچه او نيز از بندگانش تكليف ساده و آسان خواسته نه تكليف دشوار و همچنين فروتنى براى تو بهتر از خودنمايى و ارباب منشى است زيرا زحمت و پرخرجى روش ارباب‌مآبان است امّا خاك‌نشينى و درويش مسلكى زحمت و خرجى ندارد ، بلكه مطابق سرشت و فطرت آدمى است و ريشه در نهاد و طبيعت آدمى دارد . و نيرويى جز به خدا نيست . » امام عليه السّلام ، در اين فرازها به حق قربانى اشاره فرموده است و آن